محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
717
مخزن الأدوية ( ط . ج )
امثال اينها است مثلًا اگر در هنگام سيرى و سيرابى و يا قبل از انحدار غذا از معده و يا قبل از غذا و يا بين آن و يا بعد از رياضت و حركات عنيفه شديده و يا خواب و يا حمام و يا جماع و يا در بين خواب و يا ناشتا و يا ايستاده و يا كمر بسته و يا بر رو در افتاده و امثال اينها و يا آب بسيار خصوصاً كه سرد باشد بياشامند و امّا در بلدان حاره و ايام طاعون و فصل گرما و محرور المزاجان قوى و صاحبان قلب و معده و كبد حار و قوّت دماغ را عدم مراعات شرايط مذكوره اين همه مضر نيست اگر مبالغه در اكثار و مداومت آن نكنند و به حد ضرورت اكتفا نمايند و به يك دفعه آب بسيار نياشامند بلكه اندك اندك اقلا به سه دفعه به سه نفس و امّا غير ايشان را البته مضر و باعث اكثر امراض مذكوره است و بعد از ميوههاى تر و تازه و سبزيها باعث تكون مواد فجه غليظه و نفخ و رياح و قراقر و مداومت بر آن باعث حدوث آكله و آشاميدن ماء بارد معتدل المقدار موافقترين آبها است براى اصحا و منبه اشتها و مستحكم كننده الياف معده امّا مضر عصب و اصحاب اورام احشا است و آب بسيار سرد خصوصاً آب يخ و يا برف و يا آبى كه در آن يخ و يا برف انداخته باشند و از همه بدتر آب تگرگ است و هر چند آب سرد محرور المزاجان قوى را موافق و مقوى هاضمه و جاذبه و ماسكه و قوّت اشتها و كبد حار حاد و تبهاى حاره است و ليكن عموماً مطفى حرارت و مضعف عصب و مضر صاحبان سدد و صداع بارد سينه و احشاى ضعيفه و باعث تحريك نزلات و صداع و استسقا و استرخا و رعشه و ترهل و قولنج و ضعف باه و امثال اينها است خصوصاً كه اكثار در آن كرده شود بىوقت و مداومت بر آن نمايند و آب به شوره سرد كرده كه معمول اهل هند است قريب بدينها است در منافع و مضار و مصلح آن مصطكى و عود و جوارشات مدره و امثال اينها است . ماء كدر موافق اصحاب بطن يعنى اسهال و ليكن مسدد و مولد حصات ، مصلح آن آشاميدن مدرات است و امّا آب بسيار گرم محلل رياح و نفخ و جهت ماليخوليا و صداع بارد و بثور و ورم حلق و قروح حجاب و ريه و نواح صدر و اغتسال معده و رفع تشنگى سوداوى و بلغم شور و تنقيه معده و تحريك دواى مسهل و اذابه بلغم رقيق و مواد غليظه و ادرار بول و حيض و تسكين اوجاع و خارش بدن مفيد و اكثار مداومت بر آن مضر معده و مرخى آن و مفسد هضم و مطفى طعام و مودى به دق و لاغرى بدن است ، مصلح آن اشياى قابضه بارده و شستن چشم صاحب رمد و اورام و بثور و قروح بدان نافع خصوص در انتها و امّا آب نيم گرم ملين طبع و مغثى و مفسد طعام و مورث استسقا و علل طحال و صعود ابخره به دماغ و اكثار آن مفسد معده و جهت ورم حلق و لهات و سينه و صرع و تنقيه معده و تحريك دواى مسهل و اعانت بر اسهال و قى و اذابه بلغم رقيق و تسكين تشنگى سوداوى و بلغمى شور و قليل آن ناشتا غاسل معده است و آب فاتر يعنى معتدل در سردى و گرمى موافق سينه و معده ضعيف و احشا و مسكن خارش بدن است و ماء مدبر مستعمل در استسقا آنست كه ده رطل آب باران با يك رطل سركه بجوشانند تا ثلث آن بماند . نوع ديگر آنست كه در يك صد رطل آب دو رطل سركه تند انگورى ريزند و طبخ نمايند تا ثلث آن بماند پس در خم متخلخل و يا سنگ متخلخل المنافذ ريزند و آنچه از آن مترشح گردد در كوزه ضيقة المنافذ كنند و بنوشند نوع ديگر آنست كه بگيرند نشاره چوب گز و آجر آب نديده در آب يك شبانه روز بخيسانند پس صاف نموده بياشامند در گرما . مصلح آبهاى ردى فاسد و كدر ناصاف مروق نمودن آنست و يا مقطر كردن به طريق عرق و يا در خم و سبو و يا سنگ متخلخل و ( ترويق ) « 1 » آن آنست كه آب ناصاف را در ظرفى كنند در جاى اندك بلند بگذارند و متصل بدان ظرفى ديگر خالى كه اندك از آن نشيب باشد نيز گذارند و فتيله پارچه كرباس نظيفى را تر نموده يك سر آن را در ظرف آب و سر ديگر را در ظرف خالى گذارند تمام صافى آن در آن متقطر گردد و طريق تعريق آن و يا آب شور آن و يا آب تلخ و يا آسن يعنى متغير الطعم و الرايحه و يا آب غليظ آن است كه خاك طيب صافى خصوصاً خاك آفتاب خورده سوخته بدان مىآميزند و عرق كشند يك مرتبه و يا دو مرتبه و چون چند دانه بادام را كوبيده در آب كدر شيره كشيده بگذارند صافى مىگردد و ايضاً چون قليلى آهك خالص صافى و يا زاج در آب اندازند آن را صافى مىگرداند و همچنين چون چند دانه نرملى كه تخم ثمرى است هندى در آب شيره كشند و بگذارند صاف مىگردد و داخل نمودن قليلى سركه در آبهاى فاسد و طبخ نمودن و يا عرق كشيدن دافع فساد آنها است خصوصاً در تابستان و آب غليظ ثقيل محدث اكثر امراض مذكوره است و نيز مصلح آن سير و پياز و تصفيه آن به شب و يا به طريق مذكوره است و نيز مصلح هر آب ردى و نزد تغير آب به آبى ديگر سير و پياز و سركه و كاهو همه يا هر كدام كه باشد خوردن و داخل نمودن قليلى خاك بلد خود در آب مختلف ردى و بعد از تصفيه آشاميدن مصلح آبهاى مختلف است و نيز جوش نمودن و آهن داغ كردن و يا ممزوج نمودن ربوب حامضه و سركه و سكنجبين است و در اسفار ممزوج نمودن آب هر منزل را با آب منزل ديگر خصوصاً كه آب منزل گذشته بهتر باشد و يا تدابير مذكوره است . ماء البحر به فتح باى موحده و سكون حاى مهمله و راى مهمله يعنى آب
--> ( 1 ) . طريق : ب